گرما بخش روزهای زمستونی ما
"ديدن هر بامداد اتفاق ساده اي نيست"
خوشايند است و تکرار ناپذير، گنجشکها بيخود شلوغش نميکنند...
اولین روزهای زمستانت پر از امید و موفقیت و معنویت.....
سلام قندعسل مامان ،فرارسیدن ماه ربیع الاول همراه
با شروع فصل زیبای زمستون رو بهت تبریک میگم.امروز شهادت
امام مهربون ماامام رضابود،یه روزبارونی زمستونی رو باهم سپری
کردیم،تو گرمابخش زندگی من و بابا هستی
،خنده هات،
شیطنتت،ورجه وورجه کردنت
توی خونه به زندگی امیدوارترم
میکنه،ممنون که هستی
،خدای خوبم سپاس که
منو لایق دونستی و تنهام نذاشتی
خدایـــــــــــــا؛
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛
بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛
بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم؛
بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم؛
وبابت هر بی تابی و هر بی صبری
مرا ببخش ...
راستی،راستی تایادم نرفته ازشیطونی هات بگم
دیروز بابا کنترول رو درست میکردگفت بیا اینو
باسشوارکمی خشکش کن،شماهمچین گرمش کردی کنترول
آب شد،مجبورشدیم یکی دیگه خریدیم،البته حالابماند
که بابا چقدعصبانی شد،امابعدش همش اذیتت میکرد
وهرچیزی میگفت بده حنان باسشوارخشکش میکنه!!!
امروزکه توی خونه بودیم برات کاکا درست کردم
که خیلی دوست داری،بابا هروقت اذیتت میکنه میگه
خانوم:کاکارو بزارمن ببرم اداره،شما میگی نه
برای منم بزار،نوش جونت عششششششششقم

البته این کاکارو با کدو درستیدم خداروشکر خوشت اومد

اینم آذوقه ی فردای شما

امروز ازم سوال کردی دوست داری چی صدات بزنم؟مارجان؟مادر؟مامان؟
منم عاشق مادرگفتنتم،بووووووس



گرما بخش روزهای زمستونی ما
